مؤلف مجهول

364

تاريخ سيستان

و اندر عمل ايشان تركمان [ 1 ] تاختن كردن گرفت بسيستان . باز بو سعد قهستانى ببرونح [ 2 ] شد و او را بكشتند ، و امير بو الفضل اندر ارگ محبوس بود ، و عمل بر بو سعد جيمرت قرار گرفت ، روز دو شنبه ده روز مانده از ذى الحجّه سنهء ثمان و عشرين و اربعمائه . باز چون سنهء تسع اندر آمد امير بو الفضل را به حضرت خواندند و عمل سيستان به دو دادند . آمدن امير بو الفضل روز پنجشنبه ذى الحجّه سنهء تسع و عشرين و اربعمائه و به شهر اندر آمد روز آدينه ، [ پس ] احمد بن طاهر و سحاق كاژين [ 3 ] و شنكليان بسكر دو هزار مرد جمع شده به دو بريان [ 3 ] آمدند بحرب امير بو الفضل ، [ و امير بو الفضل ] از داشن برفت و عيّاران شهر و سرهنگان و شحنگان ، و آنجا حرب كردند ، و ايشان را غلبه كردند ، و بسيار سالاران ايشان را بگرفت ، و احمد طاهر و سحق كاژين [ 3 ] بگريختند كه كسى ايشان را نديد ، و همه را با رگ محبوس كرد ، و اندرين سال

--> [ 1 ] تركمان ، در اينجا مراد طايفهء معروف بسلاجقه‌اند كه در بعض تواريخ آنان را غز مينويسند ، و اين تركمانان از اواخر قرن سوم هجرى دسته دسته از تركستان بطريق خانه كوچ با حشم و خرگاهها وارد ما وراء النهر شده و مسلمان ميشدند و بدين دستاويز مرتع و جايگاه ميگرفتند و چون امراى ما وراء النهر با تركان خطاى و دشت قبچاق كه كفار بودند در اين وقت همواره جنگ داشته‌اند مقدم اين طوايف را مغتنم ميشمردند ، و از اين جمله يك دسته در حدود سنه 375 و بقولى 334 بما وراء النهر و از آنجا بخراسان افتادند و از خراسان هم دستهء دو هزار نفرى معروف بتركمانان ارسلانى بكرمان و عراق و آذربايجان رفتند ، خلاصه طوايف تركمان در خراسان بفساد پرداختند و رؤساى آنان پسران سلجوق بودند و تاريخ آنان معروفست و مراد از تركمانان در اينجا همين طوايفاند كه رؤساى آنان طغرل - بيغو - چغرى و ابراهيم ينال بودند ، و اينها در 431 مسعود بن محمود را بشكستند و خراسان را پاك متصرف شدند و چيزى نگذشت كه عراق را تا بغداد گرفتند 447 - و باز دستهء ديگر از همين طوايف از ما وراء النهر پيش آمدند موسوم به غز و آنها بودند كه در سنهء 548 سنجر را گرفتند و در قفس كردند و خراسان را بغارتيدند و خراب ساختند . [ 2 ] كذا ؟ . برونج . [ 3 ] كذا ؟